|
|
- جزئیات
- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش ازآنکه مبعوث به رسالت شوند، همه ساله یک ماه تمام را در غار حرا به عبادت می پرداختند ودر پایان ماه از کوه پایین امده و یکسره به مسجد الحرام رفته وهفت بار خانه خدا را طواف می کردند ؛و آنگاه به منزل خود باز می گشتند. یار و یاورهمیشگی پیامبر اکرم، امیرمؤمنان علی علیه السلام از همان زمان که پیامبر خدا سرپرستی شان را برعهده گرفتند، همراه ایشان بودند و پیامبر خدا هرگز او را ترک نکردند. مورخان می نویسند: علی آنچنان با پیامبر همراه بود که هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد وبه کوه و بیابان می رفت او را همراه خود می برد. (1) ابن ابی الحدید می گوید: احادیث صحیح حاکی است که وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت علی در کنار حضرتش بود. آن روز از روزهای همان ماه بود که پیامبر برای عبادت به کوه حرا رفته بود. امیر مؤمنان، خود در این باره می فرماید: «ولقد کان یجاور فی کل سنة بحراء فاراه ولا یراه غیری...». (2) پیامبر هر سال در کوه حرا به عبادت می پرداخت وجز من کسی او را نمی دید. (3) آن زمان که مردم جملگی کافر و مشرک بودند امیرمومنان علی علیه السلام بوی وحی را از وجود پیامبر اکرم استشمام می کردند . چنانکه خود ایشان می فرمایند: «اری نور الوحی و الرسالة و اشم ریح النبوة ».(4) من در همان دوران کودکی، به هنگامی که در حرا کنار پیامبر بودم، نور وحی و رسالت را در وجودش می دیدم و بوی پاک نبوت را از او استشمام می کردم. ایشان درباره شنیدن صداهای غیبی در دوران کودکی چنین می فرماید: هنگام نزول وحی بر پیامبر صدای ناله ای به گوش من رسید; به رسول خدا عرض کردم این ناله کیست؟ فرمودند: این ناله شیطان است و بدین جهت ناله می کند که پس از بعثت من از اینکه در روی زمین مورد پرستش واقع شود نا امید شد. سپس پیامبر رو به امیرمومنان کردند و فرمودند: «انک تسمع ما اسمع و تری ما اری، الا انک لست بنبی و لکنک لوزیر». (5) تو آنچه را که من می شنوم ومی بینم می شنوی ومی بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی بلکه وزیر ویاور من هستی. ---------------------- 1. سیره ابن هشام، ج 1 ص 236 2نهج البلاغه عبده، ج 2 ص 182 3-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 208 4پیش از آنکه پیامبر اسلام از طرف خد به مقام رسالت برسد وحی و صداهای غیبی را به صورت مرموزی، که در روایات بیان شده است، درک می کرد. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 197 5- نهج البلاغه، خطبه قاصعه
|
- جزئیات
- در قرن هجدهم، یوزف فون هامر پورگِشتال، دانشمند اتریشی، با ترجمۀ آثار ادبی شرق مانند دیوان حافظ، اروپا را مسحور ادبیات ایران نمود. اما در دالان تاریخ، روزنهای پر نور از عدالت و حکمتی که در قرون وسطی تشنۀ آن بودند، در دنیای آدمیانِ شرقی پیدا کرد: داستانهایی شگفتانگیز از یک اسطورۀ قدیس. مطالعۀ عدالت افسانهوار او، هامر را متعجب کرده و مینویسد: "روش حکومتداریِ امروز اروپا هزار سال قبل توسط علی اجرا میشد." محتوایی که دیگر اندیشمندانِ عصر روشناندیشی، نظیر گوته، هوگو، اوکلی و رایسکه نیز به دنبالش بودند. اما هامر چگونه توانست تاریخ را با نسخههایی خطی رمزگشایی کند؟ و بینشهایی را از زندگی آن عالیجناب کشف کند که هنوز هم برای دنیای مدرن پر معنا است؟
|
- جزئیات
- «قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهیداً بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب» رعد/سوره۱۳، آیه۴۳. روایات متعدد و صحیحالسندی در منابع فرقین وجود دارد که «من عنده علم الکتاب» را به امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلا م) تفسیر نموده است. محمد بن حسن صفار با سه واسطه از یحیى الحلبى و او از یکى از رواة موثق نقل نماید که با امام محمدباقر علیهالسلام در مسجد بودم که یکى از فرزندان عبدالله بن سلام وارد شد به امام گفتم قربانت گردم این مرد پسر همان کسى است که گویند در نزد وى علم الکتاب بوده است. امام فرمود: نه، او نبود بلکه کسى که در نزد او علم الکتاب بوده على بن ابىطالب علیهما السلام بود که درباره او پنج آیه نازل شد که یکى از آن پنج آیه، همین آیه است. و نیز با چهار واسطه از فضیل بن یسار او از امام باقر علیهالسلام روایت کند که این آیه درباره على بن ابىطالب نازل گردیده زیرا او عالم این امت بعد از رسول خدا بوده است. همچنین عبدالله بن عجلان از امام باقر علیهالسلام روایت کند که گفت: از امام درباره این آیه سؤال کردم، فرمود: درباره على بن ابىطالب و ائمه بعد از او نازل شده که علم الکتاب در نزد آنان بوده است. (البرهان فی تفسیر القرآن. / تفسیر عیاشى؛ ابن المغازلى شافعى؛ تفسیر ثعلبى.) -------------- نگر: علم الکتاب چیست و در نزد کیست؟ خلافت امیرا لمؤمنین علیه السلام در آیه " علم الکتاب" چگونه از قرآن اثبات کنیم امیرالمؤمنین علی علیه السلام دارای علم الکتاب است
|
|
|
- جزئیات
- الامام علی(علیه السلام) ص 369و ص301 / اللمعة البیضاء، ص220/ ینابیع المودة لذوی القربی، ج 2، ص307 و 80 / شبهای پیشاور، ص477 نگر: برتری علی علیه السلام بر پیامبران اولو العزم
|
|
- جزئیات
- 1) إِنَّ عَلِيّاً لَمْ يَقُمْ مَرَّةً عَلَى اَلْمِنْبَرِ إِلاَّ قَالَ فِي آخِرِ كَلاَمِهِ قَبْلَ أَنْ يَنْزِلَ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قَبَضَ اَللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ و سلم. 2) أَنَّ أَعْرَابِيّاً أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ هُوَ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ مَظْلُومٌ قَالَ ادْنُ مِنِّي فَدَنَا فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَظْلُومٌ قَالَ ادْنُ فَدَنَا حَتَّى وَضَعَ يَدَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ قَالَ مَا ظُلَامَتُكَ فَشَكَا ظُلَامَتَهُ فَقَالَ يَا أَعْرَابِيُّ أَنَا أَعْظَمُ ظُلَامَةً مِنْكَ ظَلَمَنِي الْمَدَرُ وَ الْوَبَرُ وَ لَمْ يَبْقَ بَيْتٌمِنَ الْعَرَبِ إِلَّا وَ قَدْ دَخَلَتْ مَظْلِمَتِي عَلَيْهِمْ وَ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً حَتَّى قَعَدْتُ مَقْعَدِي هَذَا... 3) ..سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ: أَنَا أَوَّلُ مَنْ يَجْثُو بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِلْخُصُومَةِ. 4) ..اما و اللّٰه لو لا قرب عهد الناس بالكفر لجاهدتهم. 5) مَا لَنَا وَ لِقُرَيْشٍ وَ مَا تُنْكِرُ مِنَّا قُرَيْشٌ غَيْرَ أَنَّا أَهْلُ بَيْتٍ شَيَّدَ اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ بِبُنْيَانِنَا وَ أَعْلَى اللَّهُ فَوْقَ رُءُوسِهِمْ رُءُوسَنَا وَ اخْتَارَنَا اللَّهُ عَلَيْهِمْ فَنَقَمُوا عَلَيْهِ أَنِ اخْتَارَنَا عَلَيْهِمْ وَ سَخِطُوا مَا رَضِيَ اللَّهُ وَ أَحَبُّوا مَا كَرِهَ... 6)...وَ قُلْتَ إِنِّي كُنْتُ أُقَادُ كَمَا يُقَادُ الْجَمَلُ الْمَخْشُوشُ حَتَّى أُبَايِعَ وَ لَعَمْرُ اللَّهِ لَقَدْ أَرَدْتَ أَنْ تَذُمَّ فَمَدَحْتَ وَ أَنْ تَفْضَحَ فَافْتَضَحْتَ وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ-فِي أَنْ يَكُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ يَكُنْ شَاكّاً فِي دِينِهِ وَ لَا مُرْتَاباً فِي يَقِينِهِ وَ هَذِهِ حُجَّتِي إِلَى غَيْرِكَ قَصْدُهَا... 7)...ومات هامان، وهلك فرعون، وقتل عثمان... 8) أَلَا وَ قَدْ سَبَقَنِي إِلَى هَذَا الْأَمْرِ مَنْ لَمْ أُشْرِكْهُ فِيهِ وَ مَنْ لَمْ أَهَبْهُ لَهُ وَ مَنْ لَيْسَتْ لَهُ مِنْهُ نَوْبَةٌ إِلَّا بِنَبِيٍّ يُبْعَثُ... ------------------ 1) المناقب ج۲ ص۱۱۵ باب درجات أمير المؤمنين عليه السلام فصل في حلمه و شفقته 2)الخرائج و الجرائح ج 1 ص 181 3) الأمالي الطوسي- ط دار الثقافة ج 1 ص85 4)رسائل الشیخ الطوسي،ص ۱۲۵ /الفصول المختارة ج۱ ص۲۵۱ 5)مناقب آل أبي طالب ع - ط علامه ، ج2 ص201 6) الإحتجاج ج1 ص 178/ 7)تقريب المعارف - الحلبي - ص ٢٣٨ 8)الكافي- ط الاسلامية ج 8 ص 68
|
|
- جزئیات
- حدیث جعلی که ابوبکر برای غصب فدک به ان استدلال کرد با پنج آیه ی قرآن در تضاد است.حضرت زهرا و امیرالمرمنین علیهما السلام به این آیات اشاره فرمودند. 1-آیه 16 سوره نمل: - وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ .. -نص صحیح قرآن که پیامبران ارث باقی میگذارند ، اهل سنت توجیه میکند که این ارث نبوت یا علم است ، پاسخ اینکه نبوت و علم از کی تا به حالا ارثی وموروثی شده است؟ 2- آیه 5و6 سوره ی مریم - وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا﴿٥﴾يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا ﴿٦﴾ -. 3-آیه ی 176 سوره ی نساء - .. فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ۗ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ - پسر 2 برابر دختر ارث میبرد ، این آیه مطلق است و هم شامل پیامبر و فرزندانش میشود و هم غیر از آن .. 4-آیه 75 سوره ی انفال - وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ - . آیه ی 185 سوره بقره - إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ- .
|
- جزئیات
- شبهه وهابیت ملعون:چرا حضرت علی علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها را میفرستند که درِ منزل را باز کند؟ چند نکته در پاسخ به این شبه 1-از روایات شیعی استفاده میشود که حضرت زهرا سلام الله علیها نزدیک درِ خانه بودند و وقتی اهالی سقیفه هجوم آوردند حضرت زهرا سلام الله علیها در را روی آنها بستند و اصلا اینگونه نبوده که ایشان برای باز کردن در بخواهند بروند؛ (تفسر عیاشی ج 2 ص 55 ؛ تفسیر البرهان ج 2 ص 710 ؛ بحار الانوار ج 28 ص 227 ؛ عوالم العلوم ج 11 ص 560) 2- در ادامه روایات بیان شده است که حضرت زهرا سلام الله علیها اصلا گمان نمیکردند که آن افراد ملعون بخواهند بدون اجازه و با زور وارد خانه شوند. زیرا به نقل خود اهل سنت در کتاب در المنصور سیوطی ؛ وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آیه ی 36 سوره نور را خواندند ؛ شخصی سوال کرد کدام خانه ها هستند که نور هدایت در آنها هست؟ پیامبر اکرم فرمودند:خانه ی پیغمبران ؛ ابوبکر سوال کرد آیا خانه ی علی و فاطمه (سلام الله علیها)جزء آنهاست؟پیامبر اکرم فرمودند از برترین آنهاست. تنها کسی که میتوانست از امیرالمؤمنین علیه السلام دفاع کند ، حضرت زهرا سلام الله علیها بود، زیرا آن جماعت برای حضرت علی علیه السلام احترامی قائل نبودند و حسنین کوچک بودند و بیشتر اصحاب نیز حضرت علی علیه السلام را رها کرده بودند، اما مردم احادیث و احترام پیامبر به حضرت زهرا سلام الله علیها را می دانستند. ابن قتیبه در کتاب الامامة و سیاسة ج 1 ص 30 نقل میکند:که وقتی مردم صدای گریه دختر پیامبر را شنیدند دلشان به درد آمد و آنجا را ترک کردند ، اما عمر با گروهی باقی ماند و... 3-در کتب اهل سنت نقل شده وقتی حضرت زهرا سلام الله در بستر بیماری بودند غاصب اول و دوم به عیادت ایشان رفتن ، حضرت اجازه ی ورود ندادن تا اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام از ایشان خواستند... حضرت زهرا سلام الله علیها به آن دو فرمودند: خدا را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم نکردید ، به پیغمبر خدا از شما دو شکایت میکنم مشخص است حضرت زهرا سلام الله علیها آن دو را خلیفه و جانشین به حق پیامبر خدا نمیدانند و امامشان شخص دیگری بوده است...
|
- جزئیات
- گوینده : سید رضا موسوی اصفهانی کاری از موسسه جهانی سبطین علیهما السلام
|
- جزئیات
- ... فَلَمَّا دَخَلَ عَلَی فَاطِمَةَ (علیهاالسّلام) فَقَالَ یَا بُنَیَّةِ اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَفَاءَ عَلَی اَبِیکِ بِفَدَکَ وَ اخْتَصَّهُ بِهَا فَهِیَ لِی خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِینَ اَفْعَلُ بِهَا مَا اَشَاءُ وَ اِنَّهُ قَدْ کَانَ لِاُمِّکِ خَدِیجَةَ عَلَی اَبِیکِ مَهْرٌ وَ اِنَّ اَبَاکِ قَدْ جَعَلَهَا لَکِ بِذَلِکِ وَ نَحَلْتُکِهَا تَکُونُ لَکِ وَ لِوُلْدِکِ بَعْدَکِ قَالَ فَدَعَا بِاَدِیمٍ عُکَاظِیٍّ وَ دَعَا عَلِیَّ بْنَ اَبِی طَالِبٍ (علیهالسّلام) فَقَالَ اکْتُبْ لِفَاطِمَةَ بِفَدَکَ نِحْلَةً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) وَ شَهِدَ عَلَی ذَلِکَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی طَالِبٍ وَ مَوْلًی لِرَسُولِ اللَّهِ وَ اُمُّ اَیْمَنَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اِنَّ اُمَّ اَیْمَنَ امْرَاَةٌ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَاءَ اَهْلُ فَدَکَ اِلَی النَّبِیِّ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فَقَاطَعَهُمْ عَلَی اَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِینَ اَلْفَ دِینَارٍ فِی کُلِّ سَنَةٍ. . «... پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) وقتی از غزوه برگشت، نزد حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) رفت و فرمود: دخترم! خدا فدک را به پدرت بخشیده و به او اختصاص داده است. و مسلمانان را در آن سهمی نیست. هر چه میخواهی درباره آن انجام بده. چون من به مادرت خدیجه، مهرش را مقروض بودم. فدک را عوض مهر مادرت به تو میدهم. از آن تو و فرزندانت باشد. بعد پوستی را خواست و خطاب به علی (علیهالسّلام) فرمود: «بنویس: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فدک را به دخترش فاطمه بخشید». علی (علیهالسّلام)، غلام پیامبر و امایمن شاهد این جریان بودند. و پیامبر اکرم در مورد امایمن فرمود: «امایمن اهل بهشت است». اهل فدک آمدند و با حضرت بر بیست و چهار هزار دینار در سال، صلح کردند....» ---------------------- الخرائج والجرائح، ج۱، ص۱۱۳، مؤسسة الامام المهدی (علیهالسّلام) قم، ۱۴۰۹ه.
|
- جزئیات
- شبهه ای که از وهابیت به اهل سنت رسوخ کرده و بارها پاسخ داده شده؛ میگویند واژه ی (شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها )از سال71 به بعد وارد تقویم شده است و تاقبل از آن واژه ی (وفات) نوشته میشده است. استاد یزدانی :واژه ی وفات یک واژه ی عام است و مطلق شهادت به سیف یا سم یا مرگ طبیعی را شامل میشود؛ ضمن اینکه در کتب مختلف اهل سنت و شیعه بارها در مورد خلیفه ی دوم و سوم واژه ی وفات به کار رفته است ؛ با اینکه تمام اهل سنت اعتقاد دارند خلفا شهید شده اند، اگر اینجور باشد شما آنها را نیز نباید شهید بدانید پس چرا با وجود استعمال لفظ وفات برای آنها باز به آنها شهید میگویید؟ این مطلب حتی در مورد امیرالمؤمنین علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام و حضرت حمزه علیه السلام نیز در بعضی کتب آمده است. --------------- أنساب الأشراف، ج 2، ص 257 / كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج 2، ص 250، ناشر: دار الأضواء بيروت، / المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6 ص 371 و ج 7، ص 476، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض/ فضائل الصحابة، ج 2 ص 600، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت،/ سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 1 ص 426، ناشر: دار الكتب العلمية./تاريخ الطبري، ج 2، ص 536، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت/شرح النووي علي صحيح مسلم، ج 12، ص 205، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت،/سير أعلام النبلاء، ج 5، ص 132، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت،/حاشية ابن القيم علي سنن أبي داود، ج 13، ص 244، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت/ الوافي بالوفيات، ج 16، ص 287، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت / البداية والنهاية، ج 7، ص 130، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.
|
- جزئیات
- وهابیت ادعا میکند واژه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها از بیست سال پیش وارد در تقویم ها شده است.و میگوید ابتدا نوشته شده بود به قولی و بعد این واژه حذف شد. و در ادعایی دیگر میگویند بعد از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، تا حدود قرن چهارم هجری قمری اصلا صحبتی از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها نبوده است. پاسخ :اولا بالاخره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 4 قرن بعد از رسول خدا وارد کتب شده یا از بیست سال پیش؟ نکته ی بعد این است که آنجا که در تقویم نوشته شده است (به قولی) چون برای شهادت این بانو دو تاریخ مشهور ذکر شده است ، مانند ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که شیعه و سنی برای روز ولادت آن حضرت چند تاریخ مختلف را ذکر کرده اند؛ ثانیا : اگر میخواهید با تقویم کتب معتبر و روایات خود را کنار بگذارید ، -مثل مصنف ابن ابی شیبه ، یا بلاذری که نقل میکنند به صراحت: خلیفه ی دوم تهدید کرد اگر از خانه بیرون نیایند خانه را با اهلش به آتش میکشم؛- ما برای شما از تقویم میگوییم ثالثا:تقویم نجومی سال 1335 شمسی که به وضوح شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در آن آمده است،حتی روزنامه های 100 سال پیش نیز روز شهادت را نقل کرده اند و تعطیل عمومی بوده است ؛ اگر ایراد بگیرند کلمه ی وفات آمده ، باید گفت کلمه ی وفات یک لفظ عمومی است و هم در شهادت و هم در مرگ طبیعی استفاده میشود ، ضمن اینکه اگر این را قبول نکنید ، دروغ گو بودن شما ثابت میشود ، زیرا شما میگویید خلیفه ی دوم و سوم به شهادت رسیده اند و لی در کتب خود شما مثل البدایة و النهایة ابن کثیر تصریح میکند وفات عمربن خطاب ، پس چرا شما وهابی ها دروغ بستید که خلفا به شهادت رسیده اند پس اگر استدلال شما درست باشد آنها نیز به مرگ طبیعی مرده اند.
|
- جزئیات
- فرهادمیرزا شاهزادۀ قاجاری که در سفر به حج، خود را میان امواج سهمگین طوفان بدید، نذر نموده تا اگر نجات یابد، مقتلی برای حضرت سیدالشهداء بنگارد. پس با این نیت، گوهرِ تربتِ امام شهید را بر دریا ریخته و دریا آرام بگرفت. داستان نگارش مقتل فاخر "قمقام زخار و صمصام بتار" را ببینید .
|
- جزئیات
- در این کلیپ کوتاه مشاهده میکنید که پیروان خرافی مکتب سقیفه ادعا می کنند که یک تار موی ابوبکر را پیدا کردهاند! تبرک به تار موی ابوبکر بلااشکال است نزد این جماعت اما تبرک جستن شیعه به ضریح مقدس حضرات اهل بیت علیهم السّلام حرام است و میشود شرک و کُفر ! قضاوت با شما.
|
- جزئیات
- ماجرای هدیه عثمان برای ابوذر در چند کتاب با مقداری اختلاف نقل شده قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى أَبِي ذَرٍّ مَوْلَيَيْنِ لَهُ وَ مَعَهُمَا مِائَتَيْ دِينَارٍ فَقَالَ لَهُمَا اِنْطَلِقَا بِهَا إِلَى أَبِي ذَرٍّ فَقُوَلا لَهُ عُثْمَانُ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ هُوَ يَقُولُ لَكَ هَذِهِ مائتي[مِائَتَا]دِينَارٍ فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَى مَا نَابَكَ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ فَهَلْ أَعْطَى أَحَداً مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ مِثْلَ مَا أَعْطَانِي فَقَالاَ لاَ قَالَ فَأَنَا رَجُلٌ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ يَسَعُنِي مَا يَسَعُ اَلْمُسْلِمِينَ فَقَالاَ لَهُ إِنَّهُ يَقُولُ هَذَا مِنْ صُلْبِ مَالِي وَ بِاللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ مَا أُخَالِطُهَا حَرَاماً وَ لاَ بَعَثْتُ بِهَا إِلَيْكَ إِلاَّ مِنْ حَلاَلٍ فَقَالَ لاَ حَاجَةَ لِي فِيهَا وَ قَدْ أَصْبَحْتُ يَوْمِي هَذَا وَ أَنَا مِنْ أَغْنَى اَلنَّاسِ فَقَالاَ لَهُ عَافَاكَ اَللَّهُ وَ أَصْلَحَكَ مَا نَرَى فِي بَيْتِكَ قَلِيلاً وَ لاَ كَثِيراً مِمَّا تَسْتَمْتِعُ بِهِ فَقَالَ بَلَى تَحْتَ هَذَا اَلْإِكَافِ اَلَّذِي تَرَوْنَ رَغِيفَا شَعِيرٍ قَدْ أَتَى عَلَيْهِمَا أَيَّامٌ فَمَا أَصْنَعُ بِهَذِهِ اَلدَّنَانِيرِ لاَ وَ اَللَّهِ حَتَّى يَعْلَمَ اَللَّهُ وَ أَنِّي لاَ أَقْدِرُ عَلَى قَلِيلٍ وَ لاَ كَثِيرٍ وَ لَقَدْ أَصْبَحْتُ غَنِيّاً بِوَلاَيَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ عِتْرَتِهِ اَلْهَادِينَ اَلْمَهْدِيِّينَ اَلرَّاضِينَ اَلْمَرْضِيِّينَ اَلَّذِينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ فَكَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ إِنَّهُ لَقَبِيحٌ بِالشَّيْخِ أَنْ يَكُونَ كَذَّاباً فَرُدَّاهَا عَلَيْهِ وَ أَعْلِمَاهُ أَنَّهُ لاَ حَاجَةَ لِي فِيهَا وَ لاَ فِيمَا عِنْدَهُ حَتَّى أَلْقَى اَللَّهَ رَبِّي فَيَكُونَ هُوَ اَلْحَاكِمَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنِي . ------------ روضة الواعظین , جلد۲ , صفحه۲۸۴
|